تبليغاتX
خاک سربی - ياور هميشه مومن
من صدای سبز خاک سربی ام ، صدایی که خنجرش رو به خداست
 ياور هميشه مومن
این ترانهء داریوش رو گوش دادین؟اگر گوش ندادین نصف عمرتون بر فناست!!

شعرش رو اینجا براتون مینویسم.

ياور هميشه مومن !...

اي به داد من رسيده تو روزاي خود شکستن
اي چراغ مهربوني تو شبهاي وحشت من
اي تبلور حقيقت توي لحظه هاي ترديد
تو شب رو از من گرفتي تو منو دادي به خورشيد
اگه باشي يا نباشي براي من تکيه گاهي
براي من که غريبم تو رفيق جون پناهي
"ياور هميشه مومن تو برو سفر سلامت. غم من مخور که دوري براي من شده عادت"
ناجي عاطفه ي من ! شعرم از تو جون گرفته
رگ خشک بودن من از تن تو خون گرفته
اگه مديون تو باشم اگه از تو باشه جونم
قدر اون لحظه نداره که منو دادي نشونم
وقتي شب شب سفر بود توي کوچه هاي وحشت
وقتي هر سايه کسي بود واسه بردنم به ظلمت
وقتي هر ثانيه ي شب تپش هراس من بود
" تنها دست تو رفيق دست بي رياي من بود."
وقتي زخم خنجر دوست بهترين لباس من بود
تو با دست مهربوني به تنم مرهم کشيدي
برام از روشني گفتي پرده ي شب رو دريدي
"ياور هميشه مومن تو برو سفر سلامت. غم من مخور که دوري براي من شده عادت"
اي طلوع اولين روز
اي رفيق آخر من
به سلامت سفرت خوش
اي يگانه ياور من !
مقصدت هر جا که باشه
اون ور مرز شقايق پشت لحظه ها که باشه
خاطرت باشه که قلبت سپر بلاي من بود
" تنها دست تو رفيق دست بي رياي من بود."
"ياور هميشه مومن تو برو سفر سلامت. غم من مخور که دوري براي من شده عادت"

 

خدایی این شعر رو با شعرایی که این روزها خواننده ها می خونن مقایسه کنید!!

 

یا این شعر که قسمتی از ترانهء آوار "فرهاد"

« تو هم با من نبودي !
مثل من با من
و يا حتي مثل تن با من
تو هم با من نبودي

تو هم با من نبودي !
آنكه ذات درد را ،
بايد صدا باشد !
و يا با من ،چنان هم سفره ي شب
بايد از جنس من و عشق و خدا باشد
تو هم از ما نبودي !

تو هم مومن نبودي
بر گليم ما ،و حتي در حريم ما
ساده دل بودم كه مي پنداشتم
دستان نا اهل تو بايد
مثل هر عاشق ،رها باشد
تو هم از ما نبودي يار !

اي آوار !
اي سيل مصيبت بار ! »

 

خیلی با حاله!نه؟!

|+| نوشته شده توسط فری در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385  |
 
 
بالا
OnUnload="alert('It has been ' + openFor() + '. دفعه بعد بیشتر بمونید')"