تبليغاتX
خاک سربی - نبرد با سرنوشت!
من صدای سبز خاک سربی ام ، صدایی که خنجرش رو به خداست
 نبرد با سرنوشت!
الان درست وسط امتحانات پایان ترم هستم!!خدا به خیر کنه!!!

هر چند که درس هم نمی خونیم!ولی این چند وقته هم به خاطر همین نبودم.

در هر حال فرست شد یه سری به اینجا هم بزنیم!آخه می دونید که ما سرمون خیلی شلوغه!!

 

من تمام هستي ام را در نبرد با سرنوشت،

در تهاجم با زمان،آتش زدم، سوختم.

من بهار عشق را ديدم ولي باور نکردم.

يک کلام در جزوه هايم هيچ ننوشتم.

من ز مقصد ها پي مقصودهاي پوچ افتادم،

تا تمام خوب ها رفتند و خوبي ماند در يادم.

من به عشق منتظر بودن همه صبر وقرارم رفت،

بهارم رفت،عشقم مرد،يارم رفت...

|+| نوشته شده توسط فری در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385  |
 
 
بالا
OnUnload="alert('It has been ' + openFor() + '. دفعه بعد بیشتر بمونید')"